راهنمای مدیریت توسعه نرم افزار

مدیر پروژه
مدیران پروژه در هر چیزی که به جزئیات یک پروژه مربوط می شود، اختیار مطلق هستند. آنها با مشکلات روزمره و حل هر مسئله ای در سنگر هستند. به این دلیل که آنها ساختار کار را طراحی می کنند و وظیفه رسیدن به اهداف پروژه و حتی تعیین آنها را بر عهده دارند! به همین دلیل است که یک مدیر پروژه نیز یک پروژه معین را می گیرد و آن را به قطعات بزرگ و قابل اجرا تقسیم می کند.
مدیران پروژه اغلب ملزم به داشتن مهارت های رهبری و افراد هستند. کار کردن روزانه با افراد، بررسی کار آنها و هدایت آنها برای رسیدن به نتایج مطلوب کار آسانی نیست. سازماندهی تیم، مدیریت تیم و حل تعارض باید حوزه تخصصی آنها باشد. توسعه نرم افزار همچنین به کسی نیاز دارد که آتش را خاموش کند و معبد آنها را در شرایط بحرانی حفظ کند.
مدیران پروژه اغلب وقف تیم خود هستند و یک پیوند قوی ایجاد می کنند. آنها باید مطمئن شوند که تیم طبق برنامه زمانبندی را انجام می دهد و انتظارات پروژه را برآورده می کند. آنها همچنین مسئول تشویق تیم با تشویق افراد به رسیدن به اهداف و رسیدگی به نیازهای آنها هستند.
فقط فشار آوردن به تیم نیست. این در مورد انگیزه دادن به همه برای بهترین بودن است. در بخش تیم چند رشته ای بیشتر در این مورد صحبت خواهیم کرد.
TL;DR در اینجا مسئولیت ها و مهارت هایی وجود دارد که یک مدیر پروژه باید داشته باشد:
- در جزئیات باشید؛ شیطان هم آنجاست
- اهداف و مقاصد را تنظیم کنید
- تیم را برای موفقیت هدایت کنید
- یک چهره حمایت کننده برای تیم باشید
- برنامه ریزی کنید و پیشرفت را پیگیری کنید
- هرگونه مشکل را گزارش دهید و پروژه ها را به پایان برسانید
مالک محصول
مالک محصول مسئول تعریف داستانها (توضیح کوتاه یک عملکرد مورد نظر) و تحویل آنها به مدیر پروژه برای گنجاندن در گروه عقب مانده است. آنها معمولا از متدولوژی های توسعه نرم افزار چابک مانند Scrum سود می برند. صاحبان محصول وظایف داده شده را در یک محصول عقب مانده ساده و اولویت بندی می کنند و ساختار گسترده هر اسپرینت را ارائه می دهند. با این حال، آنها را نباید با مدیران محصول یا پروژه اشتباه گرفت.
به این ترتیب، صاحبان محصول مسئول به حداکثر رساندن ارزش محصول خود با سازماندهی یک محصول عقب مانده هستند که وظایف و مسئولیت ها را به نیازهای گسترده تقسیم می کند. سپس، توسط یک مدیر پروژه که آنها را در اسپرینت (وحدت تکرار یک چرخه توسعه مداوم) فهرست می کند، آن ها به وظایف کوچکتر تقسیم می شوند. این سازماندهی روشمند به تیمهای اسکرام اجازه میدهد تا نرمافزار را سریعتر و با حداقل محصول قابل دوام (MVP) ارائه دهند.
صاحبان محصول پس از آن به عنوان تفویض مسئولیت به دیگران و در عین حال پاسخگو باقی می مانند. آنها یک دید دور دارند و مستقیماً با مدیران پروژه صحبت می کنند. PM ها مهارت ها و جدول زمانی هر یک از اعضای تیم را می دانند تا وظایف را به درستی تعیین کنند و استفاده از هر استعداد را به حداکثر برسانند. تخصیص راهاندازی سیستم مدیریت محتوا دروپال به طراح جلویی آن را قطع نمیکند.
در این موقعیت ارباب، مالک محصول بر جدول زمانی قدرت دارد و نشان دهنده نیازهای ذینفعان است. افراد در صورت نیاز به تغییر بک لاگ محصول که توسط مدیر پروژه قابل تغییر نیست، با مالک محصول تماس می گیرند.
در مورد مهارت ها، صاحبان محصول باید با چارچوب اسکرام آشنا باشند و آن را در توسعه محصول اعمال کنند. همچنین، آنها باید نشان دهند که چگونه سازماندهی و مهارت های زمان نگه داشتن آنها می تواند ارزش ایجاد کند یا در تلاش با ارزش صرفه جویی کند. ساختار یک محصول عقب مانده باید ماهیت دوم آنها باشد و در عین حال به استعدادها و اعتماد به مدیران پروژه توجه داشته باشند.
TL;DR در اینجا مسئولیت ها، وظایف و مهارت های صاحب محصول آمده است:
- توسعه و برقراری ارتباط با هدف محصول
- موارد عقب مانده محصول را ایجاد کنید و آنها را با مدیر پروژه در میان بگذارید
- پایه و اساس یک محصول عقب مانده شفاف، قابل مشاهده و قابل درک را تنظیم کنید
- اولویت بندی اقلام کاری با رعایت چشم انداز و اهداف ذینفعان
- کار تیم را ارزیابی کنید و بازخورد سازنده ارائه دهید
- تجربه دامنه و پایگاه دانش
- رهبری و مهارت های ارتباطی
- به عنوان نقطه تماس تیم توسعه با ذینفعان عمل کنید
- ارزیابی پیشرفت و ارزیابی استراتژی های آینده

مدیر تولید
اگر «مدیر محصول» را در گوگل جستجو کنید، اغلب متوجه میشوید که به عنوان مدیر عامل محصول به آن اشاره میشود، زیرا آنها مسئولیت چرخه عمر یک محصول را از ابتدا تا انتها بر عهده دارند. حتی اگر مدیران محصول در واقع، مدیرانی باشند که از یک پروژه چشم پوشی می کنند، این تعریف ممکن است محدودیت هایی داشته باشد.
از مدیران محصول انتظار می رود که چشم اندازی برای محصول خود ارائه دهند و آن را به کل سازمان منتقل کنند. در حالی که در این نقش، آنها باید یک استراتژی توسعه دهند و امکان سنجی آن را در حین همکاری با سایر زمینه ها ارزیابی کنند. به همین دلیل است که ممکن است آنها را در حال مدیریت تیم های چند رشته ای یا رفتن از جایی به مکان دیگر ببینید.
مدیران محصول با توجه به استعدادهای خود، باید با تفکر طراحی آشنا بوده و از مهارت های ارتباطی استثنایی برخوردار باشند. مذاکره با تیم های مختلف و افراد حرفه ای کار آسانی نیست. آنها باید توسعه یک محصول را هدایت کنند و به لطف مدیریت گروهی متشکل از متخصصان آن را به موفقیت برسانند.
در هر صورت، این ایده ها باید با در نظر گرفتن یک چشم انداز استراتژیک به درستی روی کاغذ آورده شوند. مقایسه با رقبا و ارائه ارزش پیشنهادی الزامی است. هنگام توسعه یک محصول، آنها باید فرآیندهایی را ایجاد کنند، نقشه راه را طراحی کنند و تصمیمات تجاری بگیرند.
در نهایت، مدیران محصول باید همزمان با ارائه راهحلهای اتوماسیون و مشتاقانه منتظر مذاکرات محصول، تیمهای مدیریتی را مدیریت کنند. هر مرحله از فرآیند باید بر اساس یک برنامه کاری بازبینی، مستندسازی و ادغام شود. حتی زمانی که به خط پایان نزدیک می شود، مدیران محصول نمی توانند استراحت کنند. آنها باید کاری کنند که سازمان، شرکا و مشتریان بالقوه عاشق محصول شوند.
TL;DR بیایید وظایف، مسئولیت ها و مهارت های آنها را در زیر فهرست کنیم:
- تحقیق کردن
- چشم انداز استراتژیک
- ایجاد فرآیندها
- بیان اینکه یک محصول برنده چگونه به نظر می رسد
- جمع کردن کل تیم
- تکرار می شود تا زمانی که آن را به درستی دریافت کنند
- اتوماسیون
- مذاکره محصول








